به امیدِ نور✨️

برای خودم که بعد ها بر می گردم...

زهرا

زهرا

حالم بده

بازم تماس بد

از همونا ک بعدش بغض کردم گفتم نمیخوام اصن .

مثه اون تماس ر،ب که از خودم متنفر شدم چون ازم کیس ازدواج میخواست..

مثه اون تماس از سمت مامانت که یهو فهمیدم فامیل غریبه خواستگارم شده ..

مثه تماس آخرت که گفت همه چی تمومه ..

مثه همه سختیای دیگه ی زهرا

خسته شدم ..

توقع نداشتم پیدات شه

توقع نداشتم باعث بشی مدیر مدرسه دبیرستانم بهم زنگ بزنه

بد شد

حرفای قشنگی نزد و دوست نداشتم

دلم شکست دوباره ..

کاش میشد برم حرم مثه دیوونه ها بدو بدو

کااش میشد

کاش میشد دوباره به بغل شما پناه بیارم ..

چرا اینجوری میشه همیشه ؟!

شنبه ۲۸ مهر ۱۴۰۳ ،ساعت 13:13