به امیدِ نور✨️

برای خودم که بعد ها بر می گردم...

دوست داشتن.

خب کاملا یهویی یه پست تو اینستا دیدم و با این فیلم آشنا شدم،

و خب انگار یه یک معجزه بود، برای طرحواره شکست، رهاشدگی مثه یه درمان بود و خب من بهش نیاز داشتم، تحلیل فیلم رو خوندم و به نظرم چقدر می تونه بهم نزدیک باشه، یه جایی میگه ماریا به مادرش محبت میکنه براش کادو خریده، مادر طوری رفتار میکنه که انگار خوشحال نشده، به کسی نیاز نداره، خودش می تونه کاراشو انجام بده، به بقیه احساس گناه میده و دقیقااااا الگو رفتاری ماریا تو ارتباط با همسرش و دخترش همینه:

وقتی همسرش بهش محبت میکنه محل نمیده، همه کار ها رو خودش انجام میده، تحقیر میکنه و احساس گناه بهشون القا میکنه.

در آخر ماریا با خودش صلح میکنه جلو آینه وامیسته و به خودش میگه که خودش رو دوست داره و اینجاست که میخواد عزت نفس رو در خودش به وجود بیاره.

____

امیدوارم زهرا ام مثه ماریا عزت نفس رو در خودش به وجود بیاره.

_____

البته اینم بگن من خیلی عزت نفس بیشترری نسبت به ماریا داشتم من نرفتم دنبالش، پشت گوشی گریه نکردم، من فقط خودمو شکستم و له کردم.

جمعه ۱۲ دی ۱۴۰۴ ،ساعت 18:6